قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
617
خلاصة التواريخ ( فارسى )
امير ابو الولى انجو كه در آن اوان متولى حظيرهء مقدسه بودند « 1 » فرود آمدند و مدت هفت روز در منزل ايشان [ 460 ] بسر برده « 2 » مدار اخراجات خاصه « 3 » از پوشش و خورش از سر كار نقابت منقبت « 4 » مشار اليه بود چنانچه مبلغهاى كلى صرف آنها شده بود . شاه « 5 » كامياب انواع تفقدات و نوازشات نسبت به وى مبذول داشتند « 6 » و بعد از چند روز متوجه زيارت حظيرهء « 7 » مقدسه و روضهء « 8 » متبركه شد . « 9 » نظم : « 10 » درآمد به آن روضهء جان سرشت * قيامت نديده شد اندر بهشت چو كرد آسمان قدر عاليمقام * طواف چنان كعبهاى را تمام برون آمد آن ماه ناكاسته * لب از آستان بوسى آراسته و به ايثار « 11 » و نذور و صدقات به اصحاب استحقاق و ارباب حاجات اشارت نمود . بيت « 12 » : بداد آنقدر نقد و جنس و « 13 » برات * كه شد فرض بر صدقه خواران « 14 » زكات در روز جمعه سيم شهر ربيع الاول آن زبدهء ارباب دول « 15 » از بلدهء اردبيل بيرون آمد . شعر « 16 » : برآمد ز كوس روار و غريو * غريوى كز آن شد سراسيمه ديو ز بانگ دهل گوش بگرفت ماه * ز گرد سپه مهر گم كرد « 17 » راه ته نعل اسبان كواكب فشان * زمين داده از چرخ گردان نشان ز پرچم همه طوقها مشكبار * چو مجنون ژوليدهمو سايهدار قريهء خانه شير را از فر نزول موكب ظفر اثر رشگ گلستان ارم ساخت . در آن مقام اميره « 18 » سياوش ولد اميره « 19 » ساسان حاكم گسكر « 20 » به اردوى گردون شكوه ملحق شد و در آن منزل خبر گرفتارى سلطان مصطفى ميرزا و برادران حسين بيك يوزباشى از ملازمان حاجى ويس بيك بيات « 21 » رسيد . مشار اليه به جلدوى آن خدمت به رتبهء « 22 » امارت سرافراز گرديد « 23 » . صباح از آن يورت نهضت كرده از توتون « 24 » سبز گذشته « 25 » نزول فرمودند . روز ديگر عساكر « 26 » ظفر مآثر روانه شده ، چمن ساز و قمش مخيم سرادقات عز و جلال گرديد . در آن مقام حاكم همدان فولاد خليفهء شاملو به معسكر ظفر اثر پيوسته در سلك امراى عظام منتظم گشت . شاه اسمعيل يكروز در آن مقام توقف نمود در آن
--> ( 1 ) - ن : بود ( 2 ) - ن : مىبردند ( 3 ) - ن : « خاصه » ندارد ( 4 ) - ن : پناه ( 5 ) - م ، ن : « شاه » ندارد ( 6 ) - م : داشتهاند . ن : داشته ( 7 ) - ب ، م ، ن : حضرت حطيزه ( 8 ) - ب ، م : روز ( 9 ) - م : « شد » ندارد ( 10 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 11 ) - ب : به ايثار . م ، ن : با ايثار ( 12 ) - ب : شعر . ن : بيت . م : ندارد ( 13 ) - م : « و » ندارد ( 14 ) - م : خاران ( 15 ) - م ، ن : دولت ( 16 ) - ب ، ن : بيت . م : ندارد ( 17 ) - ب ، م : كرده ( 18 ) - م : امير ( 19 ) - ب ، م ، ن : امير ( 20 ) - م : لسكر ( 21 ) - ن : ايل بيات ( 22 ) - ن : مرتبه ( 23 ) - ب ، م ، ن : گرديده ( 24 ) - ن : لولون ( 25 ) - ب ، م ، ن : گشته ( 26 ) - م : عسكر